دوشنبه, ۲۷ فروردین , ۱۴۰۳ Monday, 15 April , 2024 ساعت ×
خدا از آدم ها هیچی نمی خواهد جز تقوا/در زمان غیبت، ولی فقیه قائم مقام امام معصوم است
22 مهر 1394 - 6:32
شناسه : 210
بازدید 153
4

تقوا را می توان حرف گوش کردن نامید! حرف خدا و به تبع آن حرف رسول و به تبع آن حرف اولی الامر و به تبع فرمان ائمه هداة، حرف ولی فقیه! امروز روز پس می توان با یقین هرکه سر از فرمان ولایت فقیه برتافت را بی تقوا خطاب کرد

ارسال توسط :
سرویس فرهنگی صابرنیوز: خداوند متعال همواره مراعات تقوا را از انسان ها درخواست کرده است، به گونه ای که امیرالمؤمنین در جای از نهج البلاغه می فرمایند این درخواست های او به گونه است که گویا تنها به این موضوع احتیاج داشته است!
 
تقوا را می توان حرف گوش کردن نامید! حرف خدا و به تبع آن حرف رسول و به تبع آن حرف اولی الامر و به تبع فرمان ائمه هداة، حرف ولی فقیه! امروز روز پس می توان با یقین هرکه سر از فرمان ولایت فقیه برتافت را بی تقوا خطاب کرد
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر موفّق و معین ثم الصلاة و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطبین الطاهرین المعصومین من الآن الی قیام یوم الدین سیّما بقیّة‌الله فی الأرضین

منشأ فرمایش امیرالمؤمنین(ع) درباره تقوا و علائم و نشانه های آدم های باتقوا در نهج البلاغه، منبع و منشأش قرآن کریم و سخن پروردگار متعال است. خدای متعال درقرآن کریم، عنایت خاصی به تقوا و متقین اظهار کرده است. این باعث شده که آن هایی که ایمانشان به گفته های خدا از همه بالاتر و بیشتر است، درباره تقوا و متقین داد سخن بدهند.

لذا امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه خطبه های مفصل و زیادی درباره تقوا و متقین بیان فرمودند که ما یکی از آن ها که به نام خطبه متقین بود، مطرح کردیم و دیدیم امیرالمؤمنین چه علائم و نشانه هایی برای تقوا و متقین بیان فرمودند.

اما ریشه همه این ها قرآن کریم است. در قرآن کریم آیاتی داریم راجع به تقوا که پرمغز بودن و پرفایده بودن آن را در زندگی مادی و معنوی بیان می کند.

«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ ألا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (یونس/۶۲)»؛مردم آگاه باشید اولیاء خدا نباید بترسند و نباید غم و غصه به خودشان راه بدهند. خب اولیاء خدا کیانند؟ خود خدا در تفسیر آن آیه فرمود: «الذین آمنوا و کانوا یتقون(یونس/۶۳)» ایمان به خدا دارند و مستمرا در زندگی تقوا را رعایت می کردند. این ها اولیاء خدا هستند. « ألا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»؛ این ها که در سایه ایمان تقوا را مستمرا مراعات می کنند، نباید از رفتن بترسند و نباید از حالاتی که پیش می آید غم و غصه به خودشان راه بدهند. خدا امان نامه به دستشان داده، تقوا کارت سبز است. لذا فرمود این ها اولیاء خدا هستند.

خیلی ها از مردن می ترسند، چرا؟ چون از بعدش می ترسند. کارهایی اینجا کرده اند که انجا گرفتارشان می کند. مصیبت بار است، می ترسند. این ها از آن کارها نکردند، ترس هم ندارند، خدا امان نامه بهشان داده، خود تقوا امان نامه است. لذا فرمودند «لهم البشری فی الحیوة الدنیا و الآخرة»؛ ما در زندگی دنیا و در زندگی آخرت به این ها بشارت می دهیم، مژده می دهیم. چرا؟ چون هم در زندگی دنیا مشمول عنایات پروردگار متعال هستند، طبق وعده خود خدا و هم بعد از مردن مشمول برکات و خیرات و مواهب الهی هستند. بنابراین انسان های باتقوا اولیا و دوستداران خدای متعال هستند.

یا در یکی از خطبه ها امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «و اوصاکم بالتقوا»؛ خدا در قرآن شما را سفارش کرده به تقوا. فرمود: «و جعلها منتها رضاه»؛ تقوا را منتها درجه جلب کننده رضایت و خشنودی خداوند قرار داده. تقوا را کسی مراعات کند، بی نهایت خدا از او خشنود و راضی است.

«و حاجته من خلقه»؛ خدا از آدم ها هیچی نمی خواهد جز تقوا. مثل اینکه فقط محتاج به تقواست که از ما کرارا می خواهد. آدم محتاج به چه کسی می گویند؟ همه اش می خواهد! به اندازه نیازش همه اش می خواهد. چون خدا هِی خواسته از ما در قرآن کریم تقوا را، مثل اینکه احتیاج به تقوا دارد. مثل آدمی که محتاج است و می خواهد، از ما خواسته. احتیاج ندارد، اما مشکل زندگی ما حل نمی شود الا با تقوا. از این جهت کرارا خواسته از ما. با زبان های مختلف، با بیان های مختلف، با اسالب مختلف سخن و بیان از ما خواسته و گفته این را مراعات کن، این همه چیز  تو است. سعادت زندگی مادی ات در تقواست، سعادت زندگی ابدی بعد از مردن در تقواست، رشد ایمان در تقواست، اصلاح جامعه در تقواست. همه این ها منوط به تقوا و مراعات کردن فرمان و دستور پروردگار متعال است. بنابراین چون به بیان های مختلف از ما خواسته مثل این است که احتیاج دارد به تقوا، در حالی که خدا به هیچ چیزی محتاج نیست، مائیم که برای سلامت جامعه و فردمان باید تقوا را مراعات کنیم. و الا نصف مردم هم پلیس بشوندف باز نصف دیگر هم کار خودشان را انجام می دهند. با پلیس کار درست نمی شود. با تزریق ایمان در دل و تقویت ایمان با تقوا هر فردی یک پلیس مخفی در دلش هست. خدا را حاضر و ناظر می داند، کار بر خلاف رضای خدا انجام نمی دهد، زندان هم نمی خواهد، پلیس هم نمی خواهد، این همه هزینه هم نمی خواهد، خود به خود کار درست می شود. حالا چرا ما حاضریم این همه پول هزینه کنیم و این همه انسان ها را گرفتار کنیم و استخدام کنیم، باز هم درست نشود، اما آنی که واقعاً درست می کند، آن را مراعات نکنیم. پول هم نمی خواهد، زحمت ندارد، هرکسی می رود دنبال زندگی اشف در عین ادامه زندگیش آن مشکلات را فراهم نمی کند، نه زندان می خواهد و نه مشکلات دیگر. بنابراین تقوا از دید پروردگار متعال و تمام انبیاء عظام، مخصوصاً خاتم انبیا و حضرات معصومین، چنین سمتی دارد، حلّال همه مشکلات است. هرمصیبتی که فرد یا جامعه مبتلاست به او در اثر بی تقوایی پیش می آید. لذا خداوند متعال این را دیده، اینقدر درباره اش داد سخن داده. این همه در سوره های مختلف درباره تقوا حرف زده و از ما خواسته به اندازه ای که مثلاً مثل آدمی که احتیاج دارد، مکرر می خواهد خدا هم مکرر از ما خواسته. بنابراین مسأله تقوا اینقدر مهم است.

بالاخره خداوند متعال فرمودند: «تزوّدوا فإن خیر الزّاد التّقوی»؛ در زندگی دنیا برای زندگی ابدی آخرت، زاد و توشه بردارید و بدانید که بهترین زاد و توشه پول نیست، پست و مقام نیست، زمین نیست، خانه نیست، همه اینجا می ماند، ما را لخت می کند می گذارند در قبر! آنی که همراه ما هست، مسأله تقواست. این کارت سبز بهشت ما در زندگی ابدی است. بنابراین ارزش تقوا از دید پرودرگار متعال اینقدر با عظمت و مهم است، لذا کسانی که معرفت کامل و تمام به خدای متعال دارند، درباره تقوا این مقدار و بیشتراز این صحبت کرده اند. و مردم را با اسلوب های مختلف بیانی و زبانی تشویق کرده اند که بیایید به طرف تقوا و از طرف معصیت برگردید.

راجع به درجات تقواف وظایف مسلمانان در شئون مختلف زندگی، ادوار مختلف حیات، سؤال شده بود. اصولا باید توجه داشت که تقوا یعنی چه؟ درجات دارد یا ندارد؟ در زمان های مختلف فرق می کند یا نمی کند. اسلام  وقتی نازل شد، کتاب آسمانی ما، قرآن کریم آیات تقوا را نازل کرد، به این صورت: «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله (بقره/۲۷۸)»؛ کسانی که خدا را قبول دارند باید گوش به حرفش بدهند. حرف خدا، دستورالعمل پروردگار متعال به تدریج نازل شد. نماز بخوان، دروغ نگو، حج برو، ظلم نکن … این ها همه دستورالعمل های پروردگار متعال بود، به تدریج نازل شد و تقوا ایجاب کرد که ما به این ها عمل کنیم. نماز بخوانیم، روزه بگیریم، دروغ نگوییم، ظلم نکنیم… این ها تمام عمل کردن به آیاتی بود که درباره تقوا نازل می شد. تقوا یعنی خود نگه داری از مخالفت فرمان خدا. می گوید نماز بخوان، خودم را از مخالفت حفظ کنم، بخوانم. می گوید دروغ نگو، خودم را از مخالفت حفظ کنم، دروغ نگویم. به این می گویند تقوا، خودم را حفظ کنم، مخالفت فرمان خدا را انجام ندهم. هر دعوتی فرمان خدا می کند من هم لبیک بگویم. به این می گویند تقوا! هزار سال قبل تقوا این بود، نماز بخوانم، حالا هم همین است، باید نماز بخوانم. هزار سال قبل تقوا این بود که ماه رمضان باید روزه بگیرم، حالا هم همان است، باید روزه بگیرم. هزار سال قبل دروغ گفتن حرام بود، حالا هم حرام، هزار سال قبل هم نمّامی و دو به هم زنی، ایجاد فساد بین دو نفر، بین دو خانواده، بین دو قبیله، حرام بود امروز هم حرام، ظلم و ستم و حق کشی، آن زمان حرام بود، امروز هم حرام است. اهل تقوا ان زمان مراعات می کردند، این ها را، امروز هم باید مراعات کنند. این ها هیچ ربطی به رشد علم و ترقی و این حرف ها ندارد. سرجایش است! الآن هم می شود آدم ظلم بکند، ان زمان هم می شد. آن زمان گفتند ظلم نکن، حالا هم گفتند ظلم نکن. منتها حالا وسائل ظلم گسترده تر شده، خودشان آن طرف دنیا می نشینند، تمام ثروت این طرف دنیا را می برند، کسی هم نمی بیند. آن زمان نمی توانستند اینگونه دزدی کنند و غارت کنند. این ها انواع و اقسام ظلم است، اما آن زمان هم حرام بود، حالا هم حرام. ما آن زمان نباید دروغ می گفتیم، حالا هم نباید بگوییم. بنابراین انجام واجبات و ترک محرمات اولین پله و پایه تقواست. این ها امروز به دست ما رسیده است، دستورالعمل پرودرگار متعال در قرآن کریم در اختیار ماست. خدای متعال در قرآن سه نوع امر و نهی و اطاعتش را واجب کرده است. فرموده: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم (نساء/۵۹)»؛ فرمان خدا را در قرآن کریم اطاعت کنید، فرمان رسول اکرم را در بیانات خودشان اطاعت کنید، فرمان کسانی که حق فرماندهی دارند، فرمان آن ها را هم اطاعت کنید. این سه فرمان امروز در اختیار ماست. همه را باید ما یاد بگیریم و به همه عمل کنیم، اسمش می شود تقوا و همیشه هم قابل عمل است. هیچ وقت طوری نمی شود که ما نتوانیم این ها را عمل کنیم.

خدا در قرآن کریم آیات نازل کرده: «اقیموا اصلاة و آتوا الزکاة (بقره/۴۳)»؛ نماز بخوان، زکات بده. این واجب است، حالا هم باید عمل کنم. پیامبر اعظم در بیانات خودشان امر و نهی دارند، خدا گفته هر فرمانی که او صادر کرد، مثل فرمان من استف اطاعتش واحب و لازم است. امروز آن فرمان هم در اختیار ماست و ان را هم باید اطاعت کنیم.بعد فرمود «اولی الامر منکم»؛ اولی الامر یعنی کسانی که حق دارند فرماندهی کنند در اسلام. اسلام به هرکسی اجازه نمی دهد که فرمان بدهد، شرایط خاصی دارد. چرا خدا گفت هر فرمانی که پیغمبر اکرم صادر کرد اطاعتش واحب است!؟ چون خودش جواز به پیامبر داده است. معجزه ای که خدا به پیغمبر اکر داد، این جواز فرماندهی است. لذا خدا گفت: «من یطع الرسول فقد اطاع الله (نساء/۸۰)»؛ اگر کسی فرمان پیامبر عظیم الشأن را اطاعت کرد، مسلما فرمان خدا را اطاعت کرده، چرا؟ چون خود خدا به رسول گرامیش حق فرماندهی داده است.

پیامبر عظیم الشأن مسلمان ها را نگه داشت، امیرالمؤمنین را جدا کرد، آورد، گفت بعد از من سمتی که من در برابر شما دارم و آن اطاعت فرمان است، بعد از من او داراست. امیرالمؤمنین را جای خودش نصب کرد، بنابراین فرمان امیرالمؤمنین مثل فرمان پیغمبر اکرم اطاعتش واجب شد. امیرالمؤمنین در اواخر عمر مبارکشان امام حسن مجتبی را فرمودند بعد از من این ولی امر مسلمین است. اطاعت فرمانش مثل اطاعت فرمان من، لازم است. امام حسن مجتبی به امام حسین … تا آخری. همه این ها قبل از رحلت بعد از خودشان را معین کردند و گفتند این جزء اولی الامر است. طبق آیه شریفه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»؛ اینها همه شدند از اولی الامر. کسانی که حق دارند فرمان بدهند. نه اینکه کسی کودتا کرد، آمد فرمان داد اطاعتش واجب است. باید مجوز داشته باشد. پیغمبر اکرم از خدا مجوز اورد، معجزه ای که خدا به او داد، امیرالمرمنین از پیغمبر اکرم محوز گرفت، امام های بعدی هم هرکدام از امم های قبلی که فرمانش و اطاعتش واجب بود، مجوز گرفتند. بنابراین تمام این ها شدند اولی الامر و اطاعت فرمانشان واجب. این ها هم در زمان غیبت فرمودند کسی که روش و منش و احکام ما را در سطوح مختلف اسلام بلد است، با قید اینکه عدالت و تقوا داشته باشد و تخلف نکند، بعد از ما، او جانشین ماست که امروز ما می گوییم ولی فقیه قائم مقام امام معصوم در زمان غیبت حضرت خواهد بود. این جریان وجوب اطاعت امر از نظر  خدا و پیغمبر و حضرات معصومین (ع) است.

بنابراین تمام واجبات آن زمان را امروز باید یاد بگیریم و انجام بدهیم. نماز را باید بخوانیم، روزه را باید بگیریم، از تمام کارهایی که تحریم شده ایم، اجتناب کنیم، همه کارهای واجب را انجام بدهیم. حالا هم موظفیم، آن زمان هم موظف بودیم. منتها احیاناً بعضی از زمان ها کمی مشکل تر می شود.

خب زمانی بود زنی بی حجاب در جوامع اسلامی نبود. خب، اجتناب از نظر کردن به نوامیس مردم آسان تر بود، حالا خب دیگر دروازه غرب باز شده است، خلی از زن ها رفتند و آمدند، ماهواره دارند، آن الگو را پذیرفته اند، حالا به صورت آن ها ظاهر می شوند. حالا بر جوانی که ازدواج نکرده قدری مسأله مشکل می شود. اما این جوان را هم خدا بهش راهکار یاد داده، اولا عقل بهش داده، بعد دستورالعمل ها را داده. آنجایی که نمی توانی از گناه اجتناب کنی باید آنجا نروی! چاره ای نیست. ببین کجا خلوت تر است، از آنجا برو. یا اگر خدای نکرده در شهری نتوانستی خودت را حفظ کنی، می گوید برو شهری دیگر، من زمین زیاد دارم، بنابراین حالا حالاها زمین تنگ نمی شود برای انسانی که بخواهد تقوا را مراعات کند. تمام واجبات را می شود انجام داد، همه محرمات راه م می شود ترک کرد، چون واجبات و محرمات همه شان با هم وارد نمی شوند، بعضی از محرمات سالی یک بار هم پیش نمی آید، بعضی از واجبات سالی یک بار هم پیش نمی آید. نباید بترسد ادم، یواش یواش پیش می آید… بنابراین ما هم که آرام آرام مشغول زندگی هستیم، او هم در کنار زندگی قابل انجام دادن هستند، بنابراین مسأله تقوا هیچگاه دچار مشکل نخواهد شد.

امیدواریم پروردگار متعال به همه ما توفیق مرحمت کند، بتوانیم بیش از پیش مسأله تقوا را که عامل مهم سلامت و سعادت دنیا و آخرت ماست در شئون زندگی در سایه آن زندگی را به پیش ببریم انشاءالله.

رب صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

انصارولایت کرج

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.