پنج شنبه, ۲۸ تیر , ۱۴۰۳ Thursday, 18 July , 2024 ساعت ×
متن سخنرانی شب اول محرم ۱۴۰۳
18 تیر 1403 - 16:00
شناسه : 11640
بازدید 78
1

شب اول محرم الحرام خدا را شاکر و ممنونیم که در شب اول ماه محرم خدا به ما توفیق داده و زنده ایم و در خیمه سیدالشهدا علیه السلام نفس میکشیم، انشاءلله که خداوند به ما توفیق بدهد امسال به گونه ای در خانه سیدالشهدا علیه السلام باشیم که بیش از گذشته بتوانیم عرض ادب […]

ارسال توسط :

شب اول محرم الحرام

خدا را شاکر و ممنونیم که در شب اول ماه محرم خدا به ما توفیق داده و زنده ایم و در خیمه سیدالشهدا علیه السلام نفس میکشیم، انشاءلله که خداوند به ما توفیق بدهد امسال به گونه ای در خانه سیدالشهدا علیه السلام باشیم که بیش از گذشته بتوانیم عرض ادب کنیم و بیش از گذشته بتوانیم توشه ای بگیریم برای زندگیمان،دنیایمان ،آخرتمان. الان کسانی هستند که اسیر خاکند و آنها هستند که متوجه میشوند که ارزش نفس کشیدن در جلسه روضه سیدالشهدا علیه السلام چیست. حتی شهدا هم طبق روایت حسرت می خورند از اینکه نیستند و نمی توانند در این جلسات باشند. اگر اجازه بگیرند و بتوانند بیایند، حتی شهدا هم دوست دارند که خداوند به آنها عمر بدهد و بیایند در مجلس سیدالشهدا علیه السلام نفس بکشند و نفس بزنند و فیض ببرند.  لذا امشب یاد کنیم از همه ی گذشتگانمان و همه ذوی الحقوق، بد وارث، بلا وارث و همه ی پدر و مادرها و حق داران؛ و هر کسی که یاحسین و یا زهرا گفت و با محبت امیرالمومنین علیه السلام زیست و الان اسیر خاک است، سهیم کنیم در ثواب این مجالس و محافل خصوصا شهدا، از صدر اسلام شهدای انقلاب اسلامی، شهدای دفاع مقدس، شهدای مدافعین حرم، شهدای امر به معروف و نهی از منکر، شهدای امنیت، شهدای سلامت، شهدای غیرت، و سربازان گمنام امام زمان علیه السلام از شهدا، شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید رئیسی، همه ی شهدای خدمت و امامشان را همه را یاد کنیم و همه ی ذوی الحقوق و پدر و مادرها را.  انشاءلله یک روزی هم که ما نیستیم کسی باشد از ما یاد بکند شب اول محرم و به یاد ما هم باشند. شادی ارواح همه آنها یک صلوات با حضور قلب بفرستید. و اینکه طبق رسم همیشگی مجلس قلب هایمان را بسپاریم دست صاحب همه ی روضه های عالم، اولین شهیده راه ولایت حضرت صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها و صلوات مهدی پسندی ختم بفرمایید.

 امشب میخواهم یک نکته ای را عرض کنم که هم مقدمه باشد و هم از فردا شب بحث دیگری را داشته باشیم، یعنی شروع بحث از فردا شب هست. امشب چون نکاتی حتما باید گفته شود در مورد موضوعات روز مجبورم که امشب را  بیشتر در این فضا صحبت بکنم. ببینید بزرگواران سیدالشهدا علیه السلام یک شبی خوانده شد به دارالعماره مدینه، یزید به ولید بن عتبه والی مدینه نامه داده که آقا شما حسین بن علی علیه السلام را شبانه میآورید دارالعماره و آنجا از او بیعت میگیرید برای ما. اگر بیعت کرد که هیچ، اگر بیعت نکرد گردنش را باید بزنی. خب ابی عبدالله علیه السلام هم می داند چه خبر است. آقا با جوانان بنی هاشم آمدند و فرمودند شما بمانید من میروم و صحبت میکنم. وقتی شما با جوانان بنی هاشم می روید و آنها پشت در ایستادند علی القاعده دیگر حیله ی کشته شدن و به قتل رسیدن خنثی میشود، چون اگر دست به شمشیر ببرند جوانها میریزند داخل، اباالفضل العباس علیه السلام آمده، علی اکبرعلیه السلام آمده، کسانی آمدند که هر یک دانه شان (و خود ابی عبدالله علیه السام هم) اگر دست به شمشیر ببرد کار تمام است.  اینها دیدند این شکلی است، مروان را هم فرستاده بودند کنار والی مدینه که کوتاه نیاید، اما مجبور شدن با این شرایط یک کمی کوتاه بیایند، و مجبور شدن مذاکره کنند که حسین جان! کوتاه بیا! این بالاخره یزیده، بیعت کن! جان خیلی ها را به خطر می اندازی! از این حرفها. آقا یک جمله ای فرمودند که هزار و اندی سال است  فرق چیزی که به آن میگویند اسلام ناب با بقیه کسانی که مسلمان هستند و در فضای دیگری سیر می کنند، همه از این یک جمله گرفته میشود، مغز همه ی  بساط حسینی در این عالم همین یک جمله است؛ حضرت فرمودند: «مثلی لا یبایع مثله» مثل من حسین با مثل یزید بیعت نمی کند. نفرمودند که من با یزید بیعت نمی کنم: «مثلی لا یبایع مثله»، فرمود مثل من با مثل یزید بیعت نمی کند. یعنی چی؟ بارها در این جلسه عرض کردیم یعنی خط امام حسین علیه السلام و خط یزید حالا حالاها ادامه دارد. حداقل تا ظهور حضرت حجت علیه السلام ادامه دارد. مؤمنین باید پیدا کنند امام حسینی ها را، خط امام حسین علیه السلام را پیدا کنند و خط یزید را هم پیدا بکنند، موضع بگیرند در برابر آن خط ، همین. این میشود فلسفه تشکیل این جلسات. یعنی ما بگردیم پیدا کنیم این دوتا خط را، خط یزد و خط امام حسین علیه السلام ادامه دارد. «مثلی لا یبایع مثله»، مثل من با مثل یزید بیعت نمی کند. بعد هم که حضرت می فرماید من برای امر به معروف و نهی از منکر آمدم. یعنی چی؟ یعنی بزرگ ترین منکر همین است که شما زیر پرچم های طاغوتی باشید و به او دل ببندید. قرآن هم که همین را می فرماید: «أللهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور»ِ خدا ولی و سرپرست کسانی است که دلبستگی به او دارند و میخواهد اینها را از عالم ظلمت به عالم نور ببرد.  «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ» ِاینها دلبسته طاقوت هستند. «يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات» به اندازه ای که آدم دل می بندد به طاغوت زمان خودش، به همان اندازه راحت سر میخورد از عالم نور به عالم ظلمت. این از بیان قرآن و آن هم حرکت امام حسین علیه السلام. این خط از اینجا درست شد و ما سال به سال در جلسه امام حسین علیه السلام می آییم که این را متوجه بشویم. مغز قیام سیدالشهدا علیه السلام این است. اگر جلسه روضه سیدالشهدا علیه السلام، برای روضه باشد و برای کیف کردن و سینه زدن و برای اطعام و برای نذری و برای حاجت، بسیار خوب است، ولی اندکی از آن چیزی است که امام حسین علیه السلام به دنبالش بوده، همه اینها مقدمه است برای اینکه ما به یک نقطه ای برسیم. دقت بکنید.

حالا این فضا است. یک جایی پیامبرصلی الله علیه و آله دست امیرالمؤمنین علیه السلام را بلند میکند در غدیر، میفرماید: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» یک خطبه هم آنجا خوانده و از بیش از ۱۱۰ هزار نفر آدم یک دانه یک دانه بیعت گرفته، بعد که آمدند در مدینه تقریبا ۷۰ روز بعد، یک عده ای جمع شدن اطراف یک پیرمرد را گرفتند و گفتند حالا ایشان باشد خلیفه. مردم گفتند که (چون مغز دین را خوب نفهمیده بودن)  خب بابا حالا چه فرقی میکند؟ درسته ما رفتیم بیعت کردیم، دست دادیم با علی بن ابی طالب، اما حالا این پيرمرد میخواهد خلیفه بشود، علی جوان است. درسته، همه ی ما میدانیم علی افضل است، علی اعلم است، علی بالاتر از همه صحابه است، اینها را همه ی مدینه میدانند، بیعت هم با او کردیم، ولی بالاخره ایشان جوان است، او پیرمرد است. این هم صحابی است او هم صحابی  پیامبر است. بگذار حالا این باشد بعدا علی بن ابی طالب فرصت هم دارد به همین سادگی امیرالمؤمنین را گذاشتند کنار. در فضاسازی رسانه ای که آنجا اتفاق افتاد مردم گفتند بابا اینها مهم نیست، مهم این است که من نماز میخوانم، روزه میگیرم، قرآن میخوانم، مناسک دینی ام را دارم دیگر. نتیجه: همه ی اعمالشان حبط است که هیچ، یعنی همه ی اعمال سوخته، از بین رفته که هیچ؛ هزارسال است ما داریم لعنشاون میکنیم در زیارت های مختلف. چرا؟ چون یک جایی احساس کردن این که موضوع سیاسی است حالا این را بگذاریم کنار، فعلاً حالا مسجد را داریم دیگر، کلاس قرآن مان هم است. اگر این بود سیدالشهداء علیه السلام هم نباید قیام میکرد. باید در همان مدینه ( چون فرمود من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم دیگر)  یک مسجد می رفت میگرفت امام جماعت میشد، مثلا یک عده جوان را جمع میکرد کار تشکیلاتی میکرد، شبکه سازی میکرد ، کلاس قرآن راه می انداخت. بعد هم یک گروه هایی درست میکرد در مدینه راه بروند، یک گشت ارشادی، یک تذکری به خانمهای بد حجاب مثلاً میدادن، این میشد دینداری دیگر. سیدالشهدا علیه السلام این را نمیگوید، میگوید که من حوزه ام آنجاست، این مغز دین است و همه ی دین است.

 حالا انتخاباتی شده و تمام شده و شما یک دفعه میبینی، ما آمدیم در رای گیری میبینیم که یک کسی هست که برنامه اش معلوم است، سال ها برنامه ریزی کرده، گذشته مشخص است، ریل گذاری هم همان مسیر مثلا شهید رئیسی را میخواهد برود جلو، هم قبلش معلوم است هم بعدش معلوم است. نقطه ی سیاهی، فسادی، خانواده ای، مشکلی، هیچ چیزی هم نمیتوانی پیدا کنی از او.  یک طرف هم یک کسی ایستاده که یک مدتی کار اجرایی داشته استیضاحش کرده مجلس، و الان هم میگوییم آقا برنامه ات چیست؟ میگوید حالا کارشناسها بالاخره بگویند ببینیم چه میشود. بعد میگویی کدام کارشناس؟ میگوید آن را ول کن، من خودم میگویم. یک جا میگوید من اصلاحاتی هستم، بعد یک جا میگوییم آقا شما که اصلاح طلبی، میگوید نه! نه! من مربوط به هیچ حزبی نیستم. یک جا با حسن روحانی مینشینند چایی میخورند و او می آید میگوید مردم به ایشان رای بدهید، من از ایشان حمایت میکنم. بعد میگوید من با اینها ربطی ندارم. برنامه ی آینده ات چیست؟ میگوید حالا برویم ببینیم چه میشود. تماما ابهام دارد، یعنی مشخص نیست، ممکن است خیلی خوب هم بشود ان شاء الله، نمیدانیم. فقط تنها نکته ای که شما میبینید در برنامه اش است این است که میگوید، ببین ما برجام را به یک شکل دیگری برویم جلو، یک  FATF ببیندیم دیگر.  این قسمت را دارم عرض میکنم. و ما میرویم با آن فرد تمام ابهام رای میدهیم، این فرد شفاف و این وضعیت را نمیبینیم. دلبستگی است. قرآن یک آیه ای دارد میفرماید که «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ» (آیه ۷ سوره آل عمران) میگوید کسانی که ضیغی در قلبشان است، نه فی قلوبهم مرض، نه! یک دلبستگی به یک سمت دارند فقط اینها. کسانی که دلبستگی به سمتی دارند، اینها «فَیَتَّبِعونَ ما تَشابَهَ مِنهُ ابتِغاءَ الفِتنَه» که هر وقت دوگانگی یا دوقطبی پیش می آید اینها به سمت باطل سُر می خورند. چرا؟ چون از قبل اتفاقی در قلبش افتاده به هر دلیلی از یک فضایی خوشش می آید و از یک فضایی بدش آمده.  یا در جنگ شناختی خراب شده یا شبهه ای آمده این فرد را برده یا فشار اقتصادی بوده یا رفیقان، خانواده و …. به شکلی بوده که این دلبستگی آن طرف اتفاق افتاده است. «وَالَّذینَ کَفَروا اَولیاءُ هُمُ الطّاغوت» به طاغوت دل بسته است. در دوقطبی های این شکلی که اتفاق می افتد سر می خورد. حالا انتخابات تمام شده و حرفی هم نداریم. هرکسی هم رأی آورده باید به او احترام بگذاریم. حتما هم سیاه کامل نیست. نقطه قوت و نقطه ضعف دارد. بالاخره از فیلتر شورای نگهبان رد شده و چهار روز دیگر از دست آقا تنفیذ می گیرد. مجلسی کنار اوست و فضاهای نظارتی اطراف او هستند. بله هزینه بیشتری خواهیم داد نسبت به دیگر کاندیدا، ولی به هر حال باید احترام بگذاریم و وظیفه داریم کمک کنیم و مدام مته به خشخاش نگذاریم. وظیفه داریم دعوا راه نینداریم، وظیفه داریم هُل بدهیم رو به جلو، انتقاد و پیشنهاد سازنده بدهیم.

 یک حرف دینی میخواهیم اینجا بزنیم، که بزرگواران! جلسه امام حسین علیه السلام برای روشن شدن تکلیف ماست برای آن ضیغ در قلب. جایی دلبستگی به جایی وجود دارد یا نه؟ در روایت داريم کسانی که زمان سیدالشهدا علیه السلام با ایشان زندگی کردند (بعضی آدم های مشهوری که اسم نمی برم که شبهه نباشد) و به امام حسین علیه السلام خدمت هم کردند البته نه جزو ۷۲ تن، اینها را در قیامت با غل و زنجیر به سمت آتش می برند. خدایا این که برای امام حسین علیه السلام کار کرده! می گویند این عاشق حسین علیه السلام بوده اما یک ذره ای از محبت آن دو نفر (خلیفه اول و دوم) هم در قلبش بوده. دیدید مثلا کتاب می نویسند <خدمات عُمَر>، اگر عاشق اهل بیت علیهم السلام شدی آن طرف را باید کنار بگذاری. همه تولّی و تبرّی است، دین ما این شکلی است. تمامش همین است. الان هم همین شکل است. اگر اسلام ناب است، اگر حسین علیه السلام است، یزید زمان را کنار بگذاریم. نه اینکه حرف نزنیم. در دولت آقای رئیسی هم مذاکرات تعطیل نشد. نوع برخورد شما مهم است. اینکه دیپلماسی التماسی داشته باشیم به هر قیمتی، یعنی آقا چه بدهیم تا کوتاه بیایید و امضا کنید. یا اینکه بایستی و در موضع برابر باشی. چه به نتیجه برسد چه نرسد، موضع بالا میخواهی با من حرف بزنی یا پایین بنشینیم حرف بزنیم، فرق می کند. خلاصه می خواهم عرض کنم همه مرز دین این است. ما شب اول که یک مقدار خلوت تر است و مؤمن ها بیشتر هستند این حرف ها را می زنیم. از فرداشب ان شاءالله یک بحث اخلاقی را جلو می بریم که بعدا رفقا نگویند سیاسی حرف زدی. به من باشد هر شب همین حرف ها را می زنم. تا قیامت هم به نظرم هر چه دُز این موضوع را کم کنیم قیامت باید جواب دهیم، چون الان درد ما این است. دقیقا گلوگاه اختلاف و انشقاق بین خیلی از بچه هیأتی ها هم اینجاست. تشخیص صحیح خیلی مهم است. آقایان! خداوند، عالم را با امام تعریف کرده. خلاص. بدون امام هیچ چیزی قبول نیست.

تشخیص صحیح خیلی مهم است، آقایان، خداوند عالم را با امام تعریف کرده. خلاص!

بدون امام هیچ چیزی قبول نیست. حج باشد، خداوند میفرماید«وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ»  ای ابراهیم صدا کن مردم بیایند حج، برای چه؟« يَأْتُوكَ» بیایند نزد تو. بیایند نزد من برای چه؟ بروند دور خانه خدا. نه! بیایند حج ابراهیمی. اگر بیایند پیش ولی خدا حجشان حج است، ولیِ خدا نباشد، فایده ای ندارد. نماز است؟ بدون ولایت اصلا معنا ندارد. کارِ خیر است؟ بدون ولایت معنا ندارد.  خدا میگوید ببینید من همه خلقت را ریختم به پای امام، شما باید از این طریق بروید. «و بوجوده ثبتت الارض و السماء» اصلا من عالم را به گل روی مهدی فاطمه علیه السلام ثابت نگه داشتم. تو نباشی همه را میریزم برود. «و بیمنه رزق الوری» هر کس در این دنیا روزی میخورد به گردش چشمان حضرت و به گوشه چشم حضرت است. آقا! امام حسین که الان نیست! چه کار بکنیم؟ در راه است. عیب ندارد، مسلم هست. اگر پایش بایستیم او هم میرسد. همه حرف ما این است. خیلی رفیقهایمان را ما این سالها از دست دادیم به خاطر از این جنس صحبت ها. بعضی ها دیگر نیامدند هیئت! گفتند حاجی حرف سیاسی میزند خوشمان نمی آید.  یک تعداد آدم داریم می آیند و به خاطر همین موضوعات و طوری تنظیم می کنند که به روضه برسند. یک تعداد داریم می آید و میماند بیرون مجلس. بیرون یک کفشی جفت میکند یک چایی میریزد، یک کاری دست میگیرد که نیاید بشنود حتی! ولی آن چیزی که وظیفه است باید گفت وگرنه اگر این باشد، فرق اسلام ناب با بقیه فقط در همین است. اگر امام میفرمود این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. محرم و صفر به چیست؟ به عزاداری است؟ خب شیعه انگلیسی هم در لندن دارد عزاداری و تبلیغ عزاداری می کند! او اسلام را دارد حفظ میکند با پول لندن، با شبکه ماهواره انگلیسی، او اسلام دارد حفظ میکند با تبلیغ قمه زنی. خیلی ها هستند که اسمشان مسلمان است ولی از این دایره وقتی بیرون میرود دیگر کارش تمام است. ما هم همین طور. اگر حواسمان باشد سنجیده انتخاب بکنیم و موضع بگیریم، خب در مسیر هستیم . وگرنه خیلی از اعمالمان حبط است. اینطوری نیست که بگوییم حالا ما سینه زنی و روضه را داریم و آن طرف را هم داریم! این طرف و آن طرف ندارد. حر تا زمانیکه وسط ایستاده (میتوانست وسط بایستد بگوید من به یزید کمک نمیکنم به حسین علیه السلام هم کمک نمیکنم) با سر در جهنم است. بلکه همه آنهایی که اهل نماز شب بودند در مدینه و کوفه و کمک سیدالشهدا علیه السلام نیامدند هم با سر در جهنم هستند، با انبوهی از عبادات! حر زمانی توبه اش توبه است که بیاید سمت حسین علیه السلام و نسبت به آن طرف موضع بگیرد. اینها دو دو تا چهارتای ساده هست.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.